تبليغاتX
 نوشته های مدیریتی
 

پند پدر

 

عالمی می گفت: یاد دارم که در دوران طفولیت، بسیار متعبد بودم و شب زنده دار. یک شب در خدمت مرحوم پدرم نشسته بودم و تمام شب بیدار بوده و قرآن در دست گرفته بودم و همه همسایگان در خواب بودند. به پدر عرض کردم: چرا یکی از همسایگان، سر از خواب برنمی دارد تا دو رکعت نماز گذارد؟ چنان در خواب غفلت فرو رفته اند که گویا مرده اند!

پدر گفت: جان پدر! اگر تو نیز بخوابی بهتر از آن است که غیبت مردمان کنی.


 

نوشته شده توسط رضا صمدی - دوشنبه یازدهم آبان 1388 | لینک ثابت


 

میلاد هشتمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت حضرت علی ابن موسی الرضا(ع) را

به پیشگاه با عظمت قطب عالم امکان حضرت حجة بن الحسن العسکری(عج)

 و شما دوستان عزیز تبریک و تهنیت عرض می‌نمایم.

 

 

سلطان خراسانی ما، قبله جان است

این خاک خراسان به یقین، رشک جهان است

صد چشمه عشق است نهان در دل این خاک

لبها همه با ذکر رضا زمزمه خوان است

او روشنی چشم سر و دیده دل‌هاست

او بارگه‌ش قبله حاجات نهان است

آرامش دل‌ها همه از بارگه اوست

نور حرمش سبزتر از باغ جنان است...

هر چند حال و روز زمین و زمان بد است

یک تکه از بهشت در آغوش مشهد است

حتی اگر به آخر خط هم رسیده‌ای

آن‌جا برای عشق شروعی مجدد است

 


 

نوشته شده توسط رضا صمدی - جمعه هشتم آبان 1388 | لینک ثابت


 

 

گفتند بلا بلا بلا، گفتم چشم           از روز الست با رضا گفتم چشم

من آمده بودم به‌ولایت برسم         گفتی «انا من شروطها» گفتم چشم

 


 

نوشته شده توسط رضا صمدی - جمعه یکم آبان 1388 | لینک ثابت


موز ممنوعه!

 

 

                                        

 

در یك قفس پنج میمون قرار دهید.
داخل قفس نردبانی قرار داده و روی آن چند عدد موز بگذارید.
بعد از مدتی، یكی از میمونها از نردبان بالا می‌رود تا موز را بردارد.
زمانی كه میمون به موز نزدیك شد بر روی تمام میمونها آب سرد بپاشید.
بعد از مدتی، یكی دیگر از میمونها تلاش می‌كند كه موز را بردارد. باز هم بر روی تمام میمونها آب سرد بپاشید.
این كار را چند بار تكرار كنید.
خیلی زود خواهید دید وقتی یك میمون به سراغ موز می‌رود دیگر میمونها سعی می‌كنند جلوی آن را بگیرند. دیگر آب سرد نپاشید.
یكی از میمونها را با یك میمون جدید جایگزین كنید.
میمون جدید موز را می‌بیند و به سمت موز می‌رود.
دیگر میمونها به آن میمون حمله می‌كنند و آن را كتك می‌زنند.
بعد از چند تلاش دیگر برای رسیدن به موز و كتك خوردن از سوی دیگر میمونها، میمون تازه وارد متوجه می‌شود كه نباید موز را بردارد.
یكی دیگر از پنج میمون اولیه را با یك میمون جدید جایگزین كنید.
میمون جدید نیز از نردبان بالا می‌رود و كتك می‌خورد. میمون تازه وارد قبلی نیز در این تنبیه شركت می‌كند.
دوباره سومین میمون اولیه را با یك میمون جدید عوض كنید.
میمون جدید نیز از نردبان بالا می‌رود و از بقیه میمونها كتك می‌خورد.
دو تا از میمونها كه میمون تازه وارد را كتك زدند نمی‌دانند چرا به آن اجازه نمی‌دهند از نردبان بالا برود یا چرا در كتك زدن آن مشاركت می‌كنند.
بعد از جابجایی میمون چهارم و پنجم با میمونهای جدید، تمام میمونهایی كه بر روی آنها آب سرد پاشیده شده بود با میمونهای جدید جایگزین شده‌اند.
با این وجود، هیچ میمونی سعی نمی‌كند از نردبان بالا رود.
چرا؟
زیرا تا آنجایی كه آنها می‌دانند همیشه هیمنطور بوده است.
..............................

شرح حكایت
و بدین شكل یك رفتار اجتماعی شكل می‌گیرد.


 

نوشته شده توسط رضا صمدی - چهارشنبه پانزدهم مهر 1388 | لینک ثابت


خدا

 

ملاصدرا می گوید:

خداوند بی نهایت است و لامکان و بی زمان

اما به قدر فهم تو کوچک می شود

و به قدر نیاز تو فرود می آید

و به قدر آرزوی تو گسترده می شود

و به قدر ایمان تو کارگشا می شود

یتیمان را پدر می شود و مادر

محتاجان برادری را برادر می شود

عقیمان را طفل می شود

ناامیدان را امید می شود

گمگشتگان را راه می شود

در تاریکی ماندگان را نور می شود

رزمندگان را شمشیر می شود

پیران را عصا می شود

محتاجان به عشق را عشق می شود

خداوند همه چیز می شود همه کس را...

به شرط اعتقاد

به شرط پاکی دل

به شرط طهارت روح

به شرط پرهیز از معامله با ابلیس

بشویید قلب هایتان را از هر احساس ناروا

و مغزهایتان را از هر اندیشه خلاف

و زبان هایتان را از هر گفتار ناپاک

و دست هایتان را از هر آلودگی در بازار

و بپرهیزید از ناجوانمردی ها، ناراستی ها، نامردمی ها...

چنین کنید تا ببینید چگونه

بر سفره شما با کاسه ای خوراک و تکه ای نان می نشیند

در دکان شما کفه های ترازویتان را میزان می کند

و در کوچه های خلوت شب با شما آواز می خواند مگر از زندگی چه می خواهید که در خدایی خدا یافت نمی شود؟؟؟


 

نوشته شده توسط رضا صمدی - چهارشنبه یکم مهر 1388 | لینک ثابت


صداقت

 

 

سال پیش از میلاد در چین باستان شاهزاده ای تصمیم یه ازدواج گرفت با مرد خردمندی مشورت کرد و تصمیم گرفت تمام دختران جوان منطقه را دعوت کند تا دختری سزاوار را انتخاب کند.

وقتی خدمتکار پیر قصر ماجرا را شنید بشدت غمگین شد چون دختر او مخفیانه عاشق شاهزاده بود ، دخترش گفت او هم به آن مهمانی خواهد رفت . مادر گفت : تو شانسی نداری ، نه ثروتمندی و نه خیلی زیبا .

دختر جواب داد : می دانم هرگز مرا انتخاب نمی کند ، اما فرصتی است که دست کم یک بار او را از نزدیک ببینم .

روز موعود فرا رسید و شاهزاده به دختران گفت : به هر یک از شما دانه ای می دهم ، کسی که بتواند در عرض 6 ماه زیباترین گل را برای من بیاورد ، ملکه آینده چین می شود .

دختر پیرزن هم دانه را گرفت و در گلدانی کاشت .

سه ماه گذشت و هیچ گلی سبز نشد ، دختر با باغبانان بسیاری صحبت کرد و راه گلکاری را به او آموختند ، اما بی نتیجه بود ، گلی نرویید

روز ملاقات فرا رسید ، دختر با گلدان خالی اش منتظر ماند و دیگر دختران هر کدام گل بسیار زیبایی به رنگها و شکلهای مختلف در گلدان های خود داشتند .

لحظه موعود فرا رسید شاهزاده هر کدام از گلدان ها را با دقت بررسی کرد و در پایان اعلام کرد دختر خدمتکار همسر آینده او خواهد بود .

همه اعتراض کردند که شاهزاده کسی را انتخاب کرده که در گلدانش هیچ گلی سبز نشده است . شاهزاده توضیح داد : این دختر تنها کسی است که گلی را به ثمر رسانده که او را سزاوار همسری امپراتور می کند : گل صداقت ...

همه دانه هایی که به شما دادم عقیم بودند ، امکان نداشت گلی از آنها سبز شود.

 


 

نوشته شده توسط رضا صمدی - سه شنبه سی و یکم شهریور 1388 | لینک ثابت


پاداش

 

ای فرماندار در اعمال کارکنان حکومت خود بازبینی و دقت کن، خادم و خائن یکسان باشند، زیرا خادمی که در ازای خدمت خود مزد و مرحمت نبیند، دلسرد و بی قید می گردد و خائنی هم که جزای اعمال خود را به حد کمال نیابد کردار زشت خویش را با جرأت بیشتری تکرار می کند.

 

قسمتی از فرمان مولا علی(ع) به مالک اشتر نخعی

 


 

نوشته شده توسط رضا صمدی - سه شنبه سی و یکم شهریور 1388 | لینک ثابت


شب قدر

 

 

«لیلة القدر، شب ولایت است؛ هم شب نزول قرآن است، هم شب نزول ملائکه بر امام زمان(عج)است و همه شب قرآن و اهل‏بیت علیهم‏السلام است. از این رو، سوره مبارکه قدر هم، سوره ولایت است. شب قدر خیلی ارزش دارد. همه ماه رمضان، شب‏ها و روزهایش ارزش دارد؛ البته لیله القدر در مقایسه با روزها و شب‏های ماه رمضان، خیلی فاخرتر است.... باید قدر بدانیم. در این روزها و در این شب‏ها، همه بر سر سفره انعام الهی حاضرید؛ استفاده کنید».

مقام معظم رهبری


 

نوشته شده توسط رضا صمدی - سه شنبه هفدهم شهریور 1388 | لینک ثابت


چرا؟

 

 

تو به من خندیدی ....

و نمی دانستی  ....

من به چه دلهره از باغچه همسایه                 سیب را دزدیدم .....

باغبان در پی من تند دوید

سیب را دست تو دید

غضب آلود به من کرد نگاه

سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک  ..........

و تو رفتی و هنوز .......

سالها هست که در گوش من آرام آرام

خش خش گامهایت تکرار کنان

میدهد آزارم ........

و من اندیشه کنان                           غرق این پندارم .....

که چرا ؟                     خانه کوچک ما ....

سیب نداشت  ........... .

 


 

نوشته شده توسط رضا صمدی - دوشنبه شانزدهم شهریور 1388 | لینک ثابت


رفت‌ كه‌ دنبال‌ خدا بگردد

 

كوله ‌پشتی‌اش‌ را برداشت‌ و راه‌ افتاد. رفت‌ كه‌ دنبال‌ خدا بگردد؛ و گفت: تا كوله‌ام‌ از خدا پر نشود برنخواهم‌ گشت.نهالی‌ رنجور و كوچك‌ كنار راه‌ ایستاده‌ بود.مسافر با خنده‌ای‌ رو به‌ درخت‌ گفت: چه‌ تلخ‌ است‌ كنار جاده‌ بودن‌ و نرفتن؛ و درخت‌ زیر لب‌ گفت: ولی‌ تلخ‌ تر آن‌ است‌ كه‌ بروی‌ و بی‌ رها برگردی كاش‌ می‌دانستی‌ آن‌چه‌ در جست‌وجوی‌ آنی، همین‌جاست مسافر رفت‌ و گفت: یك‌ درخت‌ از راه‌ چه‌ می‌داند، پاهایش‌ در گِل‌ است، او هیچ‌گاه‌ لذت‌ جست‌وجو را نخواهد یافت و نشنید كه‌ درخت‌ گفت: اما من‌ جست‌وجو را از خود آغاز كرده‌ام‌ و سفرم‌ را كسی‌ نخواهد دید؛ جز آن‌ كه‌ باید مسافر رفت‌ و كوله‌اش‌ سنگین‌ بود هزار سال‌ گذشت، هزار سالِ‌ پر خم‌ و پیچ، هزار سالِ‌ بالا و پست. مسافر بازگشت. رنجور و ناامید. خدا را نیافته‌ بود، اما غرورش‌ را گم‌ كرده‌ بود. به‌ ابتدای‌ جاده‌ رسید. جاده‌ای‌ كه‌ روزی‌ از آن‌ آغاز كرده‌ بود درختی‌ هزار ساله، بالا بلند و سبز كنار جاده‌ بود. زیر سایه‌اش‌ نشست‌ تا لختی‌ بیاساید. مسافر درخت‌ را به‌ یاد نیاورد. اما درخت‌ او را می‌شناخت درخت‌ گفت: سلام‌ مسافر، در كوله‌ات‌ چه‌ داری، مرا هم‌ میهمان‌ كن. مسافر گفت: بالا بلند تنومندم، شرمنده‌ام، كوله‌ام‌ خالی‌ است‌ و هیچ‌ چیز ندارم درخت‌ گفت: چه‌ خوب، وقتی‌ هیچ‌ چیز نداری، همه‌ چیز داری. اما آن‌ روز كه‌ می‌رفتی، در كوله‌ات‌ همه‌ چیز داشتی، غرور كمترینش‌ بود، جاده‌ آن‌ را از تو گرفت. حالا در كوله‌ات‌ جا برای‌ خدا هست. و قدری‌ از حقیقت‌ را در كوله‌ مسافر ریخت. دست‌های‌ مسافر از اشراق‌ پر شد و چشم‌هایش‌ از حیرت‌ درخشید و گفت: هزار سال‌ رفتم‌ و پیدا نكردم‌ و تو نرفته‌ای، این‌ همه‌ یافتی درخت‌ گفت: زیرا تو در جاده‌ رفتی‌ و من‌ در خودم. و پیمودن‌ خود، دشوارتر از پیمودن‌ جاده‌هاست.


 

نوشته شده توسط رضا صمدی - دوشنبه شانزدهم شهریور 1388 | لینک ثابت


شرط عشق

 

دختر جوانی چند روز قبل از عروسی آبله سختی گرفت و بستری شد...

نامزد وی به عیادتش رفت و در میان صحبتهایش از درد چشم خود نالید

 بیماری زن شدت گرفت و آبله تمام صورتش را پوشاند...

 مرد جوان عصازنان به عیادت نامزدش میرفت و از درد چشم مینالید.

موعد عروسی فرا رسید...

زن نگران صورت خود که آبله آنرا از شکل انداخته بود و شوهر هم که کور شده بود.

مردم میگفتند چه خوب عروس نازیبا همان بهتر که شوهرش نابینا باشد...

بیست سال بعد از ازدواج زن از دنیا رفت،

مرد عصایش را کنار گذاشت و چشمانش را گشود...

همه تعجب کردند... مرد گفت:

"  من کاری جز شرط عشق را به جا نیاوردم  "


 

نوشته شده توسط رضا صمدی - پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388 | لینک ثابت


هشت خصلت انسان مؤمن

 

سزاوار است كه هر شخص مؤمن در بر دارنده هشت خصلت باشد:

هنگام فتنه ها و آشوب ها باوقار و آرام ، هنگام بلاها و آزمايش ها بردبار و صبور ، هنگام رفاه و آسايش شكرگزار، به آنچه خداوند روزيش گردانده قانع باشد. دشمنان و مخالفان را مورد ظلم و اذيّت قرار ندهد، بر دوستان برنامه اى را تحميل ننمايد، جسمش خسته ؛ ولى ديگران از او راحت و از هر جهت در آسايش باشند.

 


 

نوشته شده توسط رضا صمدی - پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388 | لینک ثابت


مادر

 

 

کودکی که آماده تولد بود، نزد خدا رفت و از او پرسید:« می گویند فردا شما مرا به زمین می فرستید؛ اما من به این کوچکی و بدون هیچ کمکی چگونه می توانم برای زندگی به آنجا بروم؟»

خداوند پاسخ داد : « از میان بسیاری از فرشتگان، من یکی را برای تو در نظر گرفته ام. او در کنار توست و از تو نگهداری خواهد کرد.»

اما کودک هنوز مطمئن نبود که می خوهد برود یا نه.

- اینجا در بهشت، من هیچ کاری جز خندیدن و آواز خواندن ندارم و این ها برای شادی من کافی است.

خداوند لبخند زد :« فرشته تو برایت آواز خواهد خواند و هر روز به تو لبخند خواهد زد. تو عشق او را احساس خواهی کرد و شاد خواهی بود.»

کودک ادامه داد:« من چه طور می توانم بفهمم مردم چه می گویند وقتی زبان آنها را نمی دانم؟»

خداوند او را نوازش کرد و گفت:« فرشته تو، زیباترین و شیرین ترین واژه هایی را که ممکن است بشنوی، در گوش تو زمزمه خواهد کرد و با دقت و صبوری به تو یاد خواهد داد که چگونه صحبت کنی.»

کودک با ناراحتی گفت:« وقتی می خواهم با شما صحبت کنم، چه کنم؟»

خداوند برای این سؤال هم پاسخی داشت :« فرشته ات دستهایت را کنار هم می گذارد و به تو یاد می دهد که چگونه دعا کنی.»

کودک سرش را برگرداند و پرسید:« شنیده ام که در زمین انسان های بدی هم زندگی می کنند. چه کسی از من محافظت خواهد کرد؟»

- فرشته ات از تو محافظت خواهد کرد، حتی اگر به قیمت جانش تمام شود.

کودک با نگرانی ادامه داد :« اما من همیشه به این دلیل که دیگر نمی توانم شما را ببینم ناراحت خواهم بود.»

خداوند لبخند زد و گفت:« فرشته ات همیشه درباره من با تو صحبت خواهد کرد و به تو راه بازگشت نزد مرا خواهد آموخت؛ گرچه من همواره کنار تو خواهم بود.»

در آن هنگام بهشت آرام بود، اما صداهایی از زمین شنیده می شد. کودک می دانست که باید به زودی سفرش را آغاز کند. او به آرامی یک سؤال از دیگر از خداوند پرسید :« خدایا اگر باید همین حالا بروم، لطفاً نام فرشته ام را به من بگویید.»

خداوند شانه او را نوازش کرد و پاسخ داد :« نام فرشته ات اهمیتی ندارد و به راحتی می توانی او را مادر صدا کنی.»


 

نوشته شده توسط رضا صمدی - دوشنبه نوزدهم مرداد 1388 | لینک ثابت


طلبه و دختر جوان

 

نيمه شب طلبه جوانی به نام محمد باقر در اتاق خود در حوزه علمیه مشغول مطالعه بود به ناگاه دختری وارد اتاق او شد در را بست و با انگشت به طلبه بیچاره اشاره کرد که ساکت باش.

دختر گفت : شام چه داری ؟ طلبه آنچه را که حاضر کرده بود آورد و سپس دختر در گوشه ای از اتاق نشست و محمد به مطالعه خود ادامه داد.

از آن طرف چون این دختر شاهزاده بود و بخاطر اختلاف با زنان دیگر از حرمسرا خارج شده بود لذا شاه دستور داده بود تا افرادش شهر را بگردند ولی هر چه گشتند پیدایش نکردند .

صبح که دختر از اتاق خارج شد ماموران شاهزاده خانم را همراه محمد باقر به نزد شاه بردند شاه عصبانی پرسید چرا شب به ما اطلاع ندادی و ....

محمد باقر گفت: شاهزاده تهدید کرد که اگر به کسی خبر دهم مرا به دست جلاد خواهد داد شاه دستور داد که تحقیق شود که آیا این جوان خطائی کرده یا نه ؟ و بعد از تحقیق از محمد باقر پرسید چطور توانستی در برابر نفست مقاومت نمائی؟ محمد باقر 10 انگشت خود را نشان داد و شاه دید که تمام انگشتانش سوخته و ... لذا علت را پرسید طلبه گفت : هنگامی که آن دختر وارد حجله من شد با خودنمایی وافسونگریهای پی در پی خود می کوشید تا توجه مرا به سوی خویش معطوف سازد. نفس اماره نیز مرا مدام وسوسه می نمود اما هر بار که نفسم وسوسه می کرد یکی از انگشتان خود را بر روی شعله سوزان شمع می گذاشتم تا طعم آتش جهنم را بچشم و بالاخره از سر شب تا صبح بدین وسیله با نفس مبارزه کردم و به فضل خدا، شیطان نتوانست مرا از راه راست منحرف کند و ایمان و شخصیتم را بسوزاند.

شاه عباس از تقوا و پرهیز کاری او خوشش آمد و دستور داد همین شاهزاده را به عقد میر محمد باقر در آوردند و به او لقب میرداماد داد و امروزه تمام علم دوستان از وی به عظمت و نیکی یاد کرده و نام و یادش را گرامی می دارند. از مهمترین شاگردان وی می توان به ملا صدرا اشاره نمود.

 


 

نوشته شده توسط رضا صمدی - دوشنبه نوزدهم مرداد 1388 | لینک ثابت


بخوان دعای فرج را به یاد خیمه سبز، که آخرین گل سرخ از همه خبر دارد

 

قطعه گمشده‌ای از پر پرواز کم است                  یازده بار شمردیم و یکی باز کم است

این همه آب که جاری است نه اقیانوس است      عرق شرم زمین است که سرباز کم است

 

 

آنگاه كه گردآمدگان در غدیر خم، چشم بر دهان محمد مصطفى‏ دوختند تا در جمع یكصد و بیست هزار نفرى خود، سخنانش را بشنوند. نبى ‏اكرم صلی الله علیه و آله پس از حمد و ثناى خداوند و دعوت مردم به سوى خاندان گرامى نبوت و چنگ‏زدن به ریسمان ولایت على بن ابیطالب علیه السلام فرمودند:

«اى گروه مردمان!

آن نور خداى تبارك و تعالى در من قرار گرفت و پس از آن در وجود على علیه السلام، آنگاه از او در نسلش تا «قائم المهدى علیه السلام» كه بازگیرنده حق است و جلب‏كننده همه حقوق از دست رفته ما.

- «الا و ان خاتم الاوصیاء منا القائم المهدى‏» ؛ آگاه باشید كه خاتم اوصیاء مهدى قائم علیه السلام از ماست.

- «الا انه الظاهر على الدین كله‏» ؛ آگاه باشید كه او بر همه ادیان پیروز مى‏شود.

- «الا انه المنتقم من الظالمین‏» ؛ آگاه باشید كه او انتقامگیر از ستمگران است.

- «الا انه فاتح الحصون و هادمها» ؛ آگاه باشید كه گشاینده و درهم ‏كوبنده مرزهاست.

- «الا انه مدرك بكل ثار لاولیاءالله عز و جل‏» ؛ آگاه باشید كه او خونخواه همه بندگان صالح خداست.

- «الا انه قاتل كل قبیلة من اهل‏ الشرك‏» ؛ آگاه باشید كه او كشنده هر قبیله‏اى از مشركان است.

- «الا انه الغراف من البحر العمیق‏» ؛ آگاه باشید كه او نهرى خروشان از اقیانوسى بیكران است.

- ... آگاه باشید كه او یاور دین خداى تبارك و تعالى است.

- ... آگاه ‏باشید كه ‏او هر دانشمندى را به دانش ‏و هر نادانى را به نادانى مى‏شناسد.

- ... آگاه باشید كه او برگزیده و انتخاب ‏شده خداوند است.

- ... آگاه باشید كه او وارث هر دانش و در برگیرنده آن است.

- ... آگاه باشید كه او آنچه بگوید از پروردگارش مى‏گوید و هشدار دهنده به امر ایمان است.

- ... آگاه باشید كه او رشید و كامل و نیرومند و متین است.

- ... آگاه باشید كه فرمانروایى جهان هستى به او واگذار شده است.

- ... آگاه باشید كه هر كس از (پیامبران و امامان) پیش از او، نوید آمدنش را داده‏اند.

- ... آگاه باشید كه او تنها حجت‏ بازمانده خداوند است، بعد از او حجتى نیست، حقى جز با او و نورى جز در پیش او نیست.

- ... آگاه باشید كه احدى بر او چیره نیست و كسى او را شكست ندهد .

- ... آگاه باشید كه او ولى خدا در روى زمین، و داور او در میان مردم و امین او در آشكار و نهان است.

 

بحارالانوار، ج ‏37، ‏213 - 211.

 


 

نوشته شده توسط رضا صمدی - پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388 | لینک ثابت


 

Never break four things in your life: Trust, Promise, Relation and Heart. Because when they break they don't make noise but pain a lot. Chales

 


 

نوشته شده توسط رضا صمدی - جمعه نهم مرداد 1388 | لینک ثابت


 

بعثت پیامبر نور و رحمت، پیام آور صلح و دوستی، پرچمدار مبارزه با ظلم و بی عدالتی، گل سر سبد جهان آفرینش را به پیشگاه با عظمت قطب عالم امکان حضرت حجة بن الحسن العسکری(عج)

 و شما دوستان عزیز تبریک و تهنیت عرض می نمایم

 

 

بخوان به نام پروردگارت كه بیافرید، آدمى را از لخته خونى آفرید. بخوان و پروردگار تو ارجمندترین است، همو كه با قلم آموخت، و به آدمى آنچه را كه نمى دانست بیاموخت.


 

نوشته شده توسط رضا صمدی - یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388 | لینک ثابت


خدا یا گیاه

 

حضرت موسی ( علیه السلام ) دندان درد گرفت و به خدا شكایت كرد . حق تعالی به او دستور داد از فلان گیاه استفاده كن . حضرت از آن گیاه استفاده نموده و درد دندان مباركش تسكین یافت .
بار دیگر دندان موسی علیه السلام درد گرفت و همان دوا را به كار برد ؛ ولی اینبار درد دندان حضرتش تسكین نیافت ! لذا از خداوند سببش را پرسید خطاب الهی آمد كه دفعه قبل ، به امید ما رفتی ؛‌اما این بار به امید گیاه و از ما غافل بودی
(‌احلی من العسل ، غلامعلی حسینی ، انتشارات مفید ، ج 2 ، چ اول، ص 950)


 

نوشته شده توسط رضا صمدی - پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388 | لینک ثابت


تاثیر رنگ ها در افزایش فروش

 

 

رنگ ها بر احساسات ما تاثیر می گذارند، چه متوجه باشیم، چه نباشیم. برخی بیشتر برخی کمتر، اما همگی دارای خصوصیات مخصوص به خویش هستند که بر شیوه احساس و در نتیجه رفتار خریدار اثر می گذارند. اگر زبان رنگ ها را بدانیم می توانیم با استفاده مناسب و بجا از آنها در طراحی تبلیغات محصول خود، دکوراسیون فروشگاه، بسته بندی محصولات، طراحی وب سایت کمپانی، طراحی تابلو مغازه و بروشورها نهایت استفاده را از تاثیر روانی آنها بر رفتار مصرف کننده ببریم. همانطور که بالعکس اگر از آن غفلت کنیم، ناخواسته از آثار منفی کاربرد غلط آنها متضرر خواهیم شد.در هر صنعتی، استفاده از تعدادی از رنگ ها مرسوم تر بوده و پیام خاص همان صنعت را منتقل می کند.با اینکه نحوه اثرگذاری رنگ ها بر همه افراد یکسان نیست اما نمی توان قدرت رنگ ها را نادیده گرفت. این فقط خصوصیات رنگ ها نیست که ما را مسحور خود می کند بلکه احساسی است که در مقابل ترکیب رنگ ها به ما دست می دهد. بنابراین در انتخاب رنگ ها و چیدن آنها در کنار هم باید دقت فراوان کرد و فقط به صرف زیبایی از آن استفاده نکرد.تحقیقات نشان می دهد که یک مشتری در یک شانزدهم ثانیه به یک محصول نگاهی می اندازد و از کنار قفسه های فروشگاه می گذرد. پس اگر بتوانیم رنگی را بیابیم که در چشم بزند، او را وادار کرده ایم که با دقت بیشتری نگاه کند. چون چشم ما به طرف رنگ ها کشیده می شود. درک عمیق تر معنی رنگ ها به ما کمک می کند که ترکیبی مناسب از آنها را انتخاب کنیم.

 

در اینجا به عنوان مثال به مفهوم بعضی از رنگ ها اشاره می کنیم:

سبز: رنگ حسادت، خوشبختی و هماهنگی

آبی: رنگ آرامش، صلح و اطمینان سازی

قرمز: رنگ اقدام، خشم، عشق، انگیزه و بی حوصلگی

بنفش: رنگ اصالت، معنویت و خلاقیت

سفید: رنگ خالص، معصومیت و پاکی

مشکی: رنگ جدیت، راز و رمز، عزاداری، عاری از زندگی

زرد: رنگ شادی، بشاشیت، خشنودی

نارنجی: رنگ مثبت، احساس و گرما

سایه های مختلفی از این رنگ ها می توانند معانی متفاوتی را خلق کنند. کارشناسان معتقدند استفاده از ترکیب رنگ های ساده پیش از آنکه در کاربرد و درک زبان رنگ ها مهارت یابید، بهتر است.

 


 

نوشته شده توسط رضا صمدی - سه شنبه بیست و سوم تیر 1388 | لینک ثابت


یک حرکت زیبا

 

 

چهار دانشجو كه به خودشان اعتماد كامل داشتند یك هفته قبل از امتحان پایان ترم به مسافرت رفتند و با دوستان خود در شهر دیگر حسابی به خوشگذرانی پرداختند. اما وقتی به شهر خود برگشتند متوجه شدند كه در مورد تاریخ امتحان اشتباه كرده اند و به جای سه شنبه، امتحان دوشنبه صبح بوده است. بنابراین تصمیم گرفتند استاد خود را پیدا كنند و علت جا ماندن از امتحان را برای او توضیح دهند. آنها به استاد گفتند: « ما به شهر دیگری رفته بودیم كه در راه برگشت لاستیك خودرومان پنچر شد و از آنجایی كه زاپاس نداشتیم تا مدت زمان طولانی نتوانستیم كسی را گیر بیاوریم و از او كمك بگیریم، به همین دلیل دوشنبه دیر وقت به خانه رسیدیم.».....استاد فكری كرد و پذیرفت كه آنها روز بعد بیایند و امتحان بدهند. چهار دانشجو روز بعد به دانشگاه رفتند و استاد آنها را به چهار اتاق جداگانه فرستاد و به هر یك ورقه امتحانی را داد و از آنها خواست كه شروع كنند....آنها به اولین مسأله نگاه كردند كه 5 نمره داشت. سوال خیلی آسان بود و به راحتی به آن پاسخ دادند.....سپس ورقه را برگرداندند تا به سوال 95 امتیازی پشت ورقه پاسخ بدهند كه سوال این بود: « كدام لاستیك پنچر شده بود؟»....!


 

نوشته شده توسط رضا صمدی - چهارشنبه بیستم خرداد 1388 | لینک ثابت


ده روش موثر برای بازاریابی ویروسی

 

 

 

بازاریابی ویروسی به مردم این امكان را می دهد تا از محصولات و سرویس های شما بصورت رایگان استفاده كنن. این امكان در جهت چندبرابر كردن و سرعت بخشیدن به فروش شما در اینترنت بسیار موثر خواهد بود. ایده پنهان در بازاریابی ویروسی این است كه شما تبلیغ خود را به همراه جایزه ای در اختیار دیگران برای استفاده یا هدیه آن به دیگران ، قرار می دهید.

ده روش موثر برای بازاریابی ویروسی عبارتند از :

1- به دیگران اجازه دهید از مقاله های شما برای استفاده در وب سایت ، مجله الكترونیكی ،خبرنامه ها و كتب الكترونیكی خود بهره مند شوند.منبع و امكان چاپ مجدد مقاله را در انتهای آن قرار دهید.

2- اجازه دهید دیگران از هر هدیه رایگان شما به عنوان جایزه برای فروش محصول یا معرفی خدمات شما استفاده كنند.

3- اجازه دهید دیگران از صفحه تبادل نظر online شما روی وب سایت خود استفاده كنند .بعضی افراد این صفحه را در اختیار ندارند. می توانید در ازای اجازه استفاده دیگران از این صفحه ،بنر خود را در بالای صفحه اضافه كنید.

4- به دیگران اجازه دهید بر روی سرور شما وب سایتی به رایگان ایجاد كنند. به ازای فضای رایگانی كه در اختیار آنها قرار می دهید، از فضای تبلیغاتی وب سایتهای آنان استفاده كنید.

5- به دیگران اجازه دهید لینك سایت خود را در دفترچه راهنمای رایگان وب سایت سایت شما قراردهند و در مقابل از آنها بخواهید لینك وب سایت شما را در وب سایت خود قرار دهند.

6- سرویس های online رایگانی مانند eMail رایگان ، ثبت رایگان در موتورهای جستجو گر و ... در وب سایت خود ارائه نمائید. به دیگران اجازه دهید از این سرویس ها در وب سایت یا مجله الكترونیكی خود بهره گیرند.

7- به دیگران اجازه دهید نرم افزار های رایگان شما را به دوستان خود هدیه دهند.فراموش نكنید تبلیغات خود را در داخل برنامه ها قرار دهید.

8- امكان بهره گیری از نمونه طرح های گرافیكی وب سایت و یا خبرنامه را برای دیگران فراهم آورید تا از آنها استفاده نموده یا به دیگران هدیه دهند. شما فقط تبلیغات خود را در آنها بگنجانید.

9- اگر كتاب الكترونیكی دارید ، به دیگران اجازه دهید تبلیغات خود را به رایگان در آن اضافه كنند. به یاد داشته باشید با این كار ، آنها كتاب الكترونیكی شما را در اختیار بازدیدكنندگان وب سایت خود یا مشتركین مجله الكترونیكی خود قرار می دهند.

10- امكان استفاده از كتاب الكترونیكی خود را برای دیگران فراهم آورید. اجازه دهید دیگران كتاب الكترونیكی شما را به بازدیدكنندگان خود ارائه نمایند. بازدید كنندگان جدید نیز باید بتوانند كتاب را در اختیار دیگران بگذارند.

منبع: eMarketingway.ir


 

نوشته شده توسط رضا صمدی - سه شنبه پنجم خرداد 1388 | لینک ثابت


چگونه یک برنامه بازاریابی بنویسیم؟

 

شروع فعالیت های تولیدی و سرمایه گذاری همیشه با مطالعات و برنامه ریزی های علمی همراه است. در شرکتهای بزرگ قبل از آغاز به تولید فعالیت های گروه تحقیقات و بازاریابی برای امکان سنجی در مورد مقبولیت کالا و نیاز بازار انجام می شود. همچنین در صورتی که کالاهایی تولید شده وجود داشته باشند و فروش نمی روند و یا در رقابت با کالاهای مشابه از بازار مناسبی برخوردار نیستند لازم است تا گروه تحقیقات و بازاریابی وارد عمل شود و برنامه ریزی ها و مطالعات لازم را برای دست یابی به اطلاعاتی در مورد موقعیت بازار و کالا انجام دهد. تمامی فعالیت های گروهی و انفرادی برای بازاریابی یک کالا باید حساب شده و در قالب های مشخصی تدوین شود و فعالیت های بدون مطالعه و برنامه ریزی باید حذف گردد. برای این منظور در بازاریابی هر کالا باید برنامه مروبط به آن کالا را با دقت و مطالعه فراوان تهیه کرد و در اختیار مدیران گذاشت تا تصمیم گیری های لازم را روی آن انجام دهند.

چهارچوب کلی نوشتن یک برنامه بازاریابی از ساختار زیر تبعیت می کند و محتوای آن نیز بر اساس برآوردها و مطالعات انجام شده تغییر خواهد کرد.

1- خلاصه مدیریتی

جلب توجه و نظر موافق مدیرانی که همیشه دچار کمبود وقت هستند و بنابراین طرح شما را نیز با عجله و نگاه گذار بررسی می کنند و در نتیجه بیشتر اوقات پیام و منظور اصلی طرح را در نمی یابند. بنا براین لازم است چکیده کاملی از طرح را در یک و حداکثر دو صفحه تهیه کنید و در چند خط پایانی نیز اطلاعات مربوط به مسائل مالی مورد نیاز را متذکر شوید

همچنین این خلاصه به عنوان یک ابزار ارتباطی برای کارمندان و مشتریان بالقوه شما که نیاز دارند از ذهنیات و اندیشه شما آگاه شوند دارای اهمیت زیادی است.این بخش شامل اطلاعاتی جامع و سطح بالا از برنامه بازاریابی است که در اختیار مدیران قرار می گیرد و آنها را به مطالعه جزییات طرح راغب می نماید.


متن کامل را اینجا بخوانید

 

نوشته شده توسط رضا صمدی - پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388 | لینک ثابت


مشتری نداری!

 

 


 

نوشته شده توسط رضا صمدی - شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388 | لینک ثابت


از مذاكره نترسید!

 

 

ارتباطات و مراودات بین افراد حقیقتاً كار فوق العاده ایست كه بسیار مؤثر و سودآور است . افراد با یكدیگر ارتباط برقرار می كنند ، مذاكره می كنند و در انتها به توافق می رسند . لغت های «ارتباطات» و «مذاكره» نقطه مقابل كلمات «جنگ» و «سلطه» هستند. لغت های «مذاكره» و «گفتگو» ، واژه هایی هستند كه بازتاب خوبی برای شنونده دارند اما بعضی كارآفرینان وقتی این كلمات را می شنوند و می‌فهمند كه باید با شركتی دیگر وارد مذاكره شوند ، می ترسند و نگران می شوند . این ترس و نگرانی به این دلیل است كه مردم به ارزش این كار و هنری كه در آن نهفته است ، واقف نیستند . اما اگر می خواهید در كسب و كارتان موفق شوید ، باید بدانید كه چگونه در گفتگو موفق باشید و از آن سود ببرید .

اما از طرف دیگر كسانی هم هستند كه از مذاكره و گفتگو لذت می برند و گاهی آنقدر لذت می برند كه یادشان می رود غذا بخورند . در اینجا چند اصل اساسی كه در تمامی مذاكرات موفق و ناموفق وجود دارند را بیان می كنیم :

- وقتی كه وارد گفتگو می شوید ، درآمدتان از هر ساعت كار روزانه بیشتر خواهد بود ، پس آن را جدی بگیرید . فرض كنید می خواهید خانه ای به قیمت 180 هزار دلار بخرید . شما ابتدا پیشنهاد می كنید كه 165 هزار دلار می پردازید . فروشندگان 175 هزار دلار را تعیین می كنند . آن وقت این شمایید كه می گویید «بهتر است مبلغی بینابین بپردازم كه هیچ كدام ضرر نكنیم» و بالاخره بر سر 170 هزار دلار به توافق می رسید . همه این كارها در عرض كمتر از یك ساعت رخ می دهد و نتیجه چه بوده است ؟ شما 10 هزار دلار سود كرده اید . به نظر شما به صرفه نیست ؟ 10 هزار دلار در عرض كمتر از 60 دقیقه با توجه به استانداردهای روز اصلاً بد نیست .

- وقتی كه پای میز مذاكره می نشینید ، حتماً نكات مهم و پیشنهادات قابل توجه را یادداشت كنید . این كار به ویژه در مذاكرات كِشدار و طولانی مهمتر است چرا كه گاهی اوقات افراد فراموش كنند كه چه پیشنهادهایی داده اند و چه چیزهایی شنیده اند .

- با پیشنهاداتی كه جوابگوی نیازهایتان هستند سریعتر موافقت كنید و سپس درباره آنها مفصل تر بحث و گفتگو كنید . اگر 10 پیشنهاد پیش رویتان است و شما درباره هشت تا از آنها نظر خوبی دارید ، بحث كردن درباره همه آنها بیهوده است . بر همان هشت تا تمركز كنید ، از بین آنها دو مورد را انتخاب كنید و در نهایت درباره آن دو وسیع و مفصل صحبت كنید .

- نباید اجازه دهیه پول و مسائل مالی مذاكرات شما را متوقف كند . البته همه مواقع مسائل مورد گفتگو به پول ختم می شود . اما از همان ابتدا به سراغ پول نروید . این مسئله را كنار بگذارید . دیگر جنبه های گفتگو را سر و سامان دهید . در حین این كار خودتان می فهمید كه درباره این مسئله اساسی چگونه مذاكره كنید . در آخر باید درباره موارد پولی و مالی به توافق برسید .

- باید مسائلی را كه می توانند معامله شما را بر هم بزنند ، بشناسید . بدانید كه اگر سریعاً این نكات را رفع و رجوع نكنید ، مذاكره بی نتیجه ای خواهید داشت .

- وقتی كه گفتگویتان به پایان رسید و با طرف صحبتتان به توافق رسیدید ، دوستانه از آنها خداحافظی كنید . این به معنی شاد كردن همه آنها نیست بلكه به این معناست كه به آنها قول بدهید كه به قولتان وفا می كنید و كارتان را به بهترین شكل انجام خواهید داد . بدقولی و عدم تعهد به مواد قرارداد ، برای هر دو طرف ناخوشایندست و نتایج خوبی به دنبال ندارد .

- دقت كنید ! لازم نیست كه شما «به هر قیمتی» با طرف مذاكره تان ، قرارداد ببندید یا به توافق برسید . اگر این طور فكر كنید ، او می فهمد و از این مسئله استفاده می كند . به یادداشته باشید كه هیچ كس با عقد قرارداد با شما ، لطفی در حقتان نمی كند .

- احساساتی نشوید . این یك معامله و مذاكره تجاریست نه مسئله مرگ و زندگی . احساس و عاطفه خود را برای خانواده ، ایمان و فوتبال نگه دارید !

By:Stephen W.Gibson


 

نوشته شده توسط رضا صمدی - چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388 | لینک ثابت


هفت رمز پنهان برای فروش موفق

 

طــــی سالها، ما برای شناسایی مسیرهای بی شماری كه برای فروش وجود دارد، تلاش بسیار كرده ایم: گوش دادن به صدها نوارصوتی و تماشای فیلمهای ویدیوئی فروش.

امروز هم، هنوز هنگامی كه از ما، درمورد افزایش مهارتهای فروش سوال می شود، حقیقتاً پاسخ ما به طور حیرت آوری، بی اندازه ساده است.

ما دریافته ایم كه هفت رمز پنهان برای فروش موفق وجود دارد، و ما از آنها برای رشد بعضی از موفق ترین شركتهای تجاری در آمریكا استفاده می كنیم. ما همچنین از این رموز تحت عنوان مشاور تجاری برای رشد شركتهای نخبه جهانی سود می بریم.

این وعده را به شما می دهیم كه با استفاده از این رموز، به زودی شاهد افزایش فروش خود باشید همچنین شاهد مشتریانی خرسندتر و تجارتی سودآورتر خواهیدبود. با این امید، ما هفت رمز فروش موفق را بیان می كنیم.

1 - گزینش هدف (هدف گذاری): همه افراد موفق، اهداف بزرگی را برای خود ترسیم كرده، و سپس این اهداف بزرگ را به اهداف كوچكتر تقسیم می كنند.

اهداف به شما اجازه می دهند تا بر فعالیت خود تمركز كنید، و تمركز بیشتر، موفقیت بیشتری را برای شما فراهم می كند.

هنگامی كه اهداف فروش خود را مشخص كردید، نیازمندید تا آنها را به اهداف روزانه تقسیم كنید، و سپس برنامه ها و اهداف روزانه خود را یادداشت كنید. همچنان كه به فروش خود ادامه می دهید آن را با اهداف روزانه خود مقایسه كنید، تا به یك تعادل جدید برسید، از آنچه حاصل می شود می توانید اهداف روز بعد خود را تهیه كنید. آیا واقعاً دنبال كردن اهداف فروش روزانه با این طریق موثر خواهدبود؟ این عمل را بـــرای بیست و یك روز ادامه دهید، به زودی از نتایج آن شگفت زده خواهیدشد.

2 - یك برنامه فروش را دنبال كنید: همه پزشكان بزرگ، وكلای بزرگ، تكنسین های بزرگ و كسانی كه فروش بزرگی دارند، در یك چیز مشتركند، آنها همگی برنامه ای را كه شامل سوال كردن و گوش دادن به مشتریان است، دنبال می كنند. این مقاله اگرچه فضای لازم برای واردشدن به جزئیات بیشتر را ندارد، اما اجازه دهید آن را به سادگی بیان كنیم.

هر برنامه فروش كه به خوبی طراحی شده باشد دارای هشت مرحله است، كه با ایجاد رابطه دوستانه یا حسن تفاهم آغاز و با بستن فروش پایان می پذیرد. هنگامی كه شما به دقت دوره هــای آموزشی فروش را بررسی می كنید، باید از اینكه این دوره حول محور هشت مرحله ای دور می زند مطمئن شوید. اگر غیراز این باشد شمــا قطعــــاً باید به فكر دوره های دیگری باشید.

 


متن کامل را اینجا بخوانید

 

نوشته شده توسط رضا صمدی - سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388 | لینک ثابت


از رقبایتان مطلع باشید

 

 

چه كسی بر سر وقت و پول مشتریان با شما به رقابت می‌پردازد؟ آیا آنها مستقیماً محصولات خدمات رقابتی را به فروش می‌رسانند؟‌ نقاط قوت و ضعف آنها كدامند؟ چگونه در بازار استقرار یافته‌اند؟
تجزیه و تحلیل رقابت
یك تجزیه و تحلیل رقابتی معتبر بسته به حرفه، طرح ویژه بازاریابی و موقعیت شما متغیر است،‌ یك تجزیه و تحلیل رقابتی جامع بی شك مضامین متداول را در بر دارد.
با شرح ماهیت كلی رقابت در صنف شغلی خود و تصور اینكه چطور مشتریان،‌ یك تأمین كننده را بر دیگری ترجیح دهند،‌ آغاز كنید. چه چیزی آنها را به گزینش ترغیب می‌كند؟ بها یا تعرفه مطابق صورتحساب، شهرت یا وجهه؟ آیا نام مارك تجاری اهمیتی دارد؟ تا چه حد بیان شفاهی در جلب رضایت مشتریان در دراز مدت موثر است؟ برای مثال،‌ رقابت در كار رستوران‌داری،‌ می‌تواند از یك سوبه شهرت و گرایشات و از دیگر سو بر سر موقعیت مكانی و محل پاركینگ باشد. در مورد اینترنت و تأمین‌كنندگان خدمات آن،‌ تعداد خطوط تلفن برای شماره‌گیری مشتری می‌تواند مهم باشد. یك تصمیم خریداری اتومبیل شاید مطابق الگوی روز، میزان سرعت و اعتبار كارخانه سازنده شكل گیرد. چگونه یك نفر آژانس مسافرتی یا گل‌فروشی برای مراسم را انتخاب می‌كند؟ به چه دلیل یك معمار را بر دیگری ترجیح می‌دهد؟ چرا برای مشتری یك نام تجاری ملی بر یك نام محلی ارجحیت دارد؟ چرا یك كامپیوتر Dell را به جای كامپیوتری از شركت HP برمی‌گزیند؟ چه فاكتورهایی بیشترین تمایز را برای كسب و كارتان به ارمغان می‌آورد و چرا؟ این گونه اطلاعات در درك رقابت ذی‌قیمت می‌باشند. محصول و خدمات خود را با عوامل رقابت تطبیق دهید. به چه ترتیب امتیازات خود را در برابر سایرین قرار می‌دهید؟ مثلاً :
- به عنوان نماینده یك آژانس مسافری می‌توانید امكان بهتری برای خرید بلیط خطوط هوایی نسبت به دیگران ارائه دهید. یا شاید آژانس شما در كنار یك دانشگاه بزرگ قرار داشته باشد و تسهیلاتی جهت رفت و آمد دانشجویان فراهم نماید. سایر نمایندگان آژانس می‌توانند خدمات بهتر، انتخاب بهتر یا تماس‌های كامپیوتری مناسب‌تری ارائه دهند.


متن کامل را اینجا بخوانید

 

نوشته شده توسط رضا صمدی - چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388 | لینک ثابت


آداب و رسوم مراوده

 

در دنیای تجارتی امروز، حتی كسب و كارهای كوچك نیز مایلند كه با كشورهای دیگر و كسب و كارهای آنها ارتباط برقرار كنند. ایمیل یكی از ابزارهای اولیه‌ای است كه از طریق آن می‌توانید،‌ با همكاران خود كه فرهنگ‌های گوناگونی دارند،‌ به سادگی ارتباط برقرار كنید. اما باید قبل از آن، به نكاتی مهم و كلیدی توجه كنید تا مرتكب اشتباه نشده به دردسر نیفتید. وقتی می‌خواهید برای اولین بار با همكار خارجی ارتباط ایجاد كنید،‌ به خطوط راهنمایی توجه كنید. وقتی می‌خواهید پیامتان را بنویسید، احساساتی نشوید، دیكته كلمات را صحیح بنویسید و درست نقطه‌دار كنید. همچنین مراقب باشید كه بیهوده به حاشیه نروید. به اصل مطلب بپردازید و دقت كنید كه نباید پیام بلند بالایی بنویسید.
نكته مهم دیگر اینست كه وقتی مكاتبات بین‌المللی دارید، به تفاوت املاء كلمات توجه كنید. مثلاً‌ كلمه انگلیسی recognize در انگلیسی آمریكایی به شكل recognize نوشته می‌شود اما دیكته آن در انگلیسی بریتانیایی recognise است. این طور نیست كه آنها در فهم، معنای این صورت‌ها مشكل داشته باشند، نه می‌فهمند اما با این كار، به طرف مقابل احترام گذاشته‌اید. همچنین به تفاوت فرهنگ‌ها دقت كنید. مثلاً‌ آمریكایی‌ها در ایمیل‌هایشان، طرف مقابل را با اسم كوچكش خطاب می‌كنند اما در مكاتبات رسمی،‌ بازرگانان ترجیح می‌دهند كه از عناوین رسمی استفاده كنند. مسئله دیگر اینست كه برای این كه طرف مقابل در فهم پیام شما با مشكل روبرو نشود، به واحد پول كشور او، سمبل‌های آن و نحوه نوشتن تاریخ روز و ساعت توجه كنید. در آمریكا تاریخ روز را بدین شكل درج می‌كنند : سال/روز/ماه در حالی كه خیلی كشورها فرم سال/ماه/روز را به كار می‌برند. بالاخره توجه كنید كه در یك مكاتبه رسمی تجاری نباید از شوخی،‌ جملات طنز یا گوشه و كنایه استفاده كنید. علاوه بر آن اگر می‌خواهید با كشور خاصی كار كنید، حتماً با آداب و رسوم آن آشنا شوید چرا كه این رسم و رسومات از كشوری به كشور دیگر خیلی فرق می‌كند. در آخر به خاطر بسپارید كه افرادی كه قابل انعطافند و به دیگران احترام می‌گذارند، كسانی هستند كه در دنیای تجارت موفق خواهند بود. باید خودپسندی را كنار بگذارید چرا كه با این خصلت مردم را از خود می‌رانید.

مترجم : آذین صحابی


 

نوشته شده توسط رضا صمدی - جمعه چهارم اردیبهشت 1388 | لینک ثابت


بازاریابی دنیای پست مدرن

 

 

این مقاله با این فرض آغاز می‌شود كه ما در نیمه راه یك انتقال مهم و تاریخی از عرصه مدرن به پست مدرن قرار‌گرفته‌ایم . احتمالا عمده‌ترین تفاوت بین مدرنیسم و پست مدرنیسم این است كه در پست مدرنیسم این ایده مدرنیسم كه "‌تجربه اجتماعی بشر اساسا از مبانی " واقعی "‌برخوردار است رد میشود . در مقابل پست مدرنیسم بر این باور است كه تجربه اجتماعی ، كنش متقابل اسطوره‌ها است كه منجر به شكل‌گیری نظام‌های حقیقت می‌شود . پست مدرنیسم بر این باور است كه بسیاری از ایده‌های اساسی مدرنیسم در رابطه با فرد ،‌خود ، آزادی ، موسسه و ساختار از حالت بنیادی و ثابت برخوردار نبوده ، بلكه اتفاقی و ناپایدار است . بنابراین وجود و تداوم چنین ایده‌هایی منوط به استیلای مستمر سیستم اسطوره‌ای – تحلیلی است .
اگر چه شكل‌گیری بازاریابی به عنوان یك رشته كاربردی و مطالعاتی ، اوایل دهه 1900 در آمریكا – سابقه طولانی‌تری از تعریف پایداری آن و بحث‌های نظری درباره انتقال از مدرنیته به پست مدرنیته – دهه 1970 دارد ، اما با مروری دوباره بر بازاریابی به عنوان رشته كاربردی و مطالعاتی ، می‌توان عناصری از پست مدرنیته را از همان آغاز در آن مشاهده كرد . در حالت كلی بازاریابی از ابتدا دارای ماهیت پست مدرن بوده و پیش درآمدی برای یك جامعه بزرگتر بوده است . با جهانی شدن اقتصاد وافزایش رقابت جهانی تقابل عملكرد بازاریابی پست مدرن و توری مدرن بازاریابی شدت گرفته است . هر چه جامعه به سمت پست مدرنیته حركت می‌كند و رقابت شدید ، منجر به كاهش وفاداری مشتریان می‌شود ، تغییرات بیشتری در تئوری بازاریابی ایجاد می‌شود . در حال حاضر پست مدرنیسم ، بر اكثر عملكردهای بازاریابی سایه افكنده است . بنابراین بازاریابی ، امروزه باید خود را با شرایط ضد و نقیض ، چندگانه و چالش برانگیز پست مدرن منطبق كند . امروزه نظریه پردازان بازاریابی ناگزیر از پذیرش مفهوم پست مدرنیته هستند . چرا كه پدیده‌های بازاریابی و تبلیغات در كانون مباحث پست مدرنیته و كشف و بسط تئوری و عملكرد جدید بازاریابی در عصر پست مدرن ضروری است .
عده‌ای معتقدند كه بازاریابی نیز نظیر نهادهای دیگر جامعه ، در حال انتقال به وضع جدید بر اثر تاثیر پذیرفتن از پست مدرنیته است . عده‌ای دیگر معتقدند كه بازاریابی نیز نظیر نهادهای دیگر جامعه ، در حال انتقال به وضع جدید بر اثر تاثیر پذیرفتن از پست مدرنیته است . عده‌ای دیگر بر این باورند كه بازاریابی یكی از موتورهای محركه اصلی تغییر از مدرن به پست مدرن است . به عبارت دیگر به نظر آن‌ها ، بازاریابی به همراه رسانه‌ها و صنایع فرهنگی در صف مقدم انتقال به پست مدرنیته قرار گرفته است .
در نهایت قویترین دیدگاه كه ما نیز از آن طرفداری كرده و به تفصیل به آن می‌پردازیم ، بیان می‌كند كه بازاریابی انتقال به پست مدرنیته است . به عبارت دیگر ، عصر پست مدرن اساس عصر بازاریابی است.

 

ترجمه: مسعود كرمی، محمد رحیم اسفیدانی


 

نوشته شده توسط رضا صمدی - سه شنبه یکم اردیبهشت 1388 | لینک ثابت


ده اشتباه فاحش در بازاریابی

 

در شرایط تجاری كنونی ، بازاریابی امری کاملا ضروری می باشد . هرچند در صورتیكه روش مناسبی برای بازاریابی انتخاب نکنید به جای مثمر ثمر بودن میتواند زیانبار باشد.با با دوری کردن از این اشتباهات رایج و معمول ، از دام های بزرگ بازاریابی دوری گزینید .

1- نه هدفی ، نه توقع و انتظاری ؛ بسیاری از شركت ها در واقع نمی دانند كه از بازاریابی چه می خواهند یا انتظارشان از تلاش های شبانه روزی چه می باشد . ابتدا اهدافتان را مشخص و تنظیم نمایید . دوم ، بپذیرید كه بازاریابی یك مرحله است . سوم ، همواره از اینكه مراحل با اهدافتان متناسب می باشند ، اطمینان حاصل نمایید.

2- عدم خرید(buy in ) ؛ مجریان ، مدیران و كارمندانی كه بازاریابی را باور ندارند ، به طور جدی می توانند زیان آور باشند و تمامی مراحل را تحت الشعاع قرار دهند . خرید (buy in ) را با روشن ساختن اهداف و مراحل عملیات بازاریابیتان بدست آورید.

3- ترس ؛ شركت ها در برخورد با بازاریابی غالباً دچار ترسی مبهم و نامحسوس می گردند . آنها از نه خود بازاریابی، بلكه از عدم موفقیتشان در بازاریابی (كه حتی آنان را از آغاز و ادامه كار باز می دارد) ، واهمه دارند . هنگامی كه عملیات بازاریابیتان را راه اندازی می نمایید از اینكه بارها و بارها زمین خورده و موفق نگردید، ترسی نداشته باشید.

4- عدم آموزش ؛ اگر به كارمندانتان در خصوص بازاریابی آموزش ندهید ، آنها همچنان بدگمان خواهند بود و این مسأله می تواند منجر به تحلیل كل مراحل بازاریابی گردد.

5- هدر رفتن سرمایه ؛ اجرای عملیات50 دلاری كه از اجزای خوبی برخوردار می باشد می تواند راه گشاتر از عملیات 50000 دلاری باشد كه به صورت ضعیفی طراحی شده است . بسیاری از تكنیك های بازاریابی ” سنتی“ ، مانند تبلیغات ، نمی توانند نتایج كافی ارائه دهند تا اینكه هزینه ها را ارزیابی نماییم .حداقل دو بار در سال به ارزیابی سرمایه بازاریابیتان بپردازید.

6- اتلاف وقت ؛ خود را ملزم به این نكنید كه هر هفته به گروه های شبكه ای بروید؛ اگر هیچگونه تجارتی در آن نمی بینید . تمام زمان بازاریابیتان را صرف اثبات ارزشمندی آن كنید ، تردیدی در كنار گذاشتن قسمتهایی كه عمل نمی كند به خود راه ندهید.

7- عدم ارتباط ؛ اگر در باره برگزاری یك سمینار مهم به كارمندانتان اطلاعاتی نداده اید ، آن را برگزار نكنید . در تمامی مسائل و جرئیات بازاریابی ، سیاست آزادی بیان را به كار گیرید.

8- عدم مسوولیت پذیری ؛ این مسأله میتواند بدترین بزرگ ترین اشتباهی باشد كه یك شركت می تواند انجام دهد. داشتن اهداف واقع بینانه و عملكرد سریع برای كسانی كه در كار بازاریابی هستند ، ضروری می باشد . در غیر این صورت شما به مرگ ” آری “ گفته اید و هیچ چیز را عملی نساخته اید.

9- عدم پرداخت پاداش ؛ عدم شناسایی و ارج نهادن به مهارت ها و تخصص های بازاریابی كارمندانتان سبب می شود محرك هایی كه می بایست به كار گرفته شوند دچار لغزش گردند و نتیجه ای معكوس داشته باشند . راه های موفقیت در بازاریابی را كه پایه هایی ثابت و استوار دارند ، بشناسید.

10- عدم وجود دست نوشته ؛ گفته اند : « هنگامی كه کاری نوشته شود، انجام می پذیرد». همیشه اهداف و طرح هایتان رابنویسید و این احتمال را بدهید كه هنگام نوشتن ، دید و نقطه نظر شما به طور قابل توجهی افزایش خواهد یافت.

اینها اشتباهات متداولی هستند كه بسیاری از تجارت ها با آن مواجه می گردند . با عدم تكرار اشتباهات بازاریابی رقبای خود ، از آنان پیشی گیرید.

منبع: eMarketingway.ir


 

نوشته شده توسط رضا صمدی - یکشنبه سی ام فروردین 1388 | لینک ثابت


نور

 

 

استاد دانشگاه با این سوال ها شاگردانش را به یک چالش ذهنی کشاند.

آیا خدا هر چیزی که وجود دارد را خلق کرد؟

شاگردی با قاطعیت پاسخ داد:"بله او خلق کرد"

استاد پرسید: "آیا خدا همه چیز را خلق کرد؟"

شاگرد پاسخ داد: "بله, آقا"

استاد گفت: "اگر خدا همه چیز را خلق کرد, پس او شیطان را نیز خلق کرد. چون شیطان نیز وجود دارد و مطابق قانون که کردار ما نمایانگر صفات ماست , خدا نیز شیطان است"

شاگرد آرام نشست و پاسخی نداد. استاد با رضایت از خودش خیال کرد بار دیگر توانست ثابت کند که عقیده به مذهب افسانه و خرافه ای بیش نیست.

شاگرد دیگری دستش را بلند کرد و گفت: "استاد میتوانم از شما سوالی بپرسم؟"

استاد پاسخ داد: "البته"

شاگرد ایستاد و پرسید: "استاد, سرما وجود دارد؟"

استاد پاسخ داد: "این چه سوالی است البته که وجود دارد. آیا تا کنون حسش نکرده ای؟ "

شاگردان به سوال مرد جوان خندیدند.

مرد جوان گفت: "در واقع آقا, سرما وجود ندارد. مطابق قانون فیزیک چیزی که ما از آن به سرما یاد می کنیم در حقیقت نبودن گرماست. هر موجود یا شی را میتوان مطالعه و آزمایش کرد وقتیکه انرژی داشته باشد یا آنرا انتقال دهد. و گرما چیزی است که باعث میشود بدن یا هر شی انرژی را انتقال دهد یا آنرا دارا باشد. صفر مطلق (460- F) نبود کامل گرماست. تمام مواد در این درجه بدون حیات و بازده میشوند. سرما وجود ندارد. این کلمه را بشر برای اینکه از نبودن گرما توصیفی داشته باشد خلق کرد." شاگرد ادامه داد: "استاد تاریکی وجود دارد؟"

استاد پاسخ داد: "البته که وجود دارد"

شاگرد گفت: "دوباره اشتباه کردید آقا! تاریکی هم وجود ندارد. تاریکی در حقیقت نبودن نور است. نور چیزی است که میتوان آنرا مطالعه و آزمایش کرد. اما تاریکی را نمیتوان. در واقع با استفاده از قانون نیوتن میتوان نور را به رنگهای مختلف شکست و طول موج هر رنگ را جداگانه مطالعه کرد. اما شما نمی توانید تاریکی را اندازه بگیرید. یک پرتو بسیار کوچک نور دنیایی از تاریکی را می شکند و آنرا روشن می سازد. شما چطور می توانید تعیین کنید که یک فضای به خصوص چه میزان تاریکی دارد؟ تنها کاری که می کنید این است که میزان وجود نور را در آن فضا اندازه بگیرید. درست است؟ تاریکی واژه ای است که بشر برای توصیف زمانی که نور وجود ندارد بکار ببرد."

در آخر مرد جوان از استاد پرسید: "آقا، شیطان وجود دارد؟"

زیاد مطمئن نبود. استاد پاسخ داد: "البته همانطور که قبلا هم گفتم. ما او را هر روز می بینیم...... او هر روز در مثال هایی از رفتارهای غیر انسانی بشر به همنوع خود دیده میشود. او در جنایتها و خشونت های بی شماری که در سراسر دنیا اتفاق می افتد وجود دارد. اینها نمایانگر هیچ چیزی به جز شیطان نیست."

و آن شاگرد پاسخ داد: شیطان وجود ندارد آقا. یا حداقل در نوع خود وجود ندارد. شیطان را به سادگی میتوان نبود خدا دانست. درست مثل تاریکی و سرما. کلمه ای که بشر خلق کرد تا توصیفی از نبود خدا داشته باشد. خدا شیطان را خلق نکرد. شیطان نتیجه آن چیزی است که وقتی بشر عشق به خدا را در قلب خودش حاضر نبیند. مثل سرما که وقتی اثری از گرما نیست خود به خود می آید و تاریکی که در نبود نور می آید.

 

نام مرد جوان یا آن شاگرد تیز هوش کسی نبود جز ، آلبرت انیشتین !

 


 

نوشته شده توسط رضا صمدی - پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388 | لینک ثابت


:.:.: All Rights Reserved 2009 © By 4cs.Blogfa.Com :: Weblog Author By Reza Samadi :.:.: